HoMe / eMaiL / Design / Profile
شب قدر است و شب عفو است و محتاج دعايم
ز عمق دل دعايي كن برايم اگر امشب به معشوقت رسيدي خدا را در ميان اشك ديدي كمي هم نزد او يادي ز ما كن كمي هم جاي ما او را صدا كن بگو يا رب ، او ... رو سياه است دو دوستش خالي و غرق گناه است بگو يا رب تويي درياي جوشان در اين شب رحمتت بر وي بنوشان التماس دعا... وقت تنهایی نوش جانت... چای رفاقت من همیشه تازه دم است... + ادامه خصوصي... سلام دوست جونبام امروز ميخام يكي از بهترين اتفاقا و كاري ك شركم كرد واسمو براتون بگم... بعد از اينكه مامانم برا باره 4 رم روزه ولنتاين رابطه مارو فهميد ك مامانم گف بيام ما مشاور مدرستون بحرفمو آدرس 1 مشاور خوبو بگيرم ازش...ك مشاورمون گفته بود بگو بياد پيش خودم لازم شد به خودش آدرس ميدم... 1روز ك داشتم ميرفتم سر كلاس ناظمون گف (...) برو پايين خانم (...)مشاور! كارت داره....منم رفتمو خودمو معرفي كردم. بعد گفتم ميشه اعتماد كرد؟؟ ك اونم گف اره خيلي از بچه ها خيلي از رابطه هارو داشتن كسي از مديرو معاونا فهميدن؟؟ بعد گف برو فكراتو كن خاستي بيا!منم زنگ بعد رفتم پيشش رفتمو همه چيو گفتم ك مامانم گفته قطع رابطه و اينا...ك گف برو اول با مامانت حرف بزن منم با مامانم حرفيدمو گف الان نه بهش بگو اگه واقعا دوست داره واست 3 سال صبر كنه منم رفتم پيش خانم (الف) و گفتم اينجوريه بعد عيد شرك گف شمارشو بگير ميخام بحرفم باهاش...منمم بهش گفتم اونم داد... بعد چنروز رفتم پيشش گفت بهش بگو 1 شنبه يا 4 شنبه بياد مدرسه!!! خلاصه به شرك گفتمو اونم اول گفت نميتونم بيرون برم ببينمش 20 فروردين بود ك ميخواس بياد...اَدد از شانسم ما امتحان داشتيم رفتم مدرسه دستام يخه يخ بود... رفتيم بالاو برگه هامون دادن...حالا كي حاله نوشتن داش؟؟ برگمو تن نوشتم اومدم بدم مراقبه گف نه! ما هم از شانس تمرين سرود داشتيمو همه بايد ميرفتن پايين من اصن حالم خوب نبودو دستام يخ بود... خلاصه زنگ خورد و بچه ها اومدن بالا... منم شانسا كنفرانس داشتمو پاور آماده كرده بودم اومده بوديم كلاس هوشمند معلممون اومد منو دوستمم جلو در بوديم ك دوستم گفت در وا شد...منم شروع كردم سرفه كردن!! اما شرك جونم سرش پايين بود و تندي رد شد اونكه رفت من زدم زيره گريه اونم بخلم كردو گفت چرا گريه ميكني؟؟ دوست داره دختر...خوشحال باش ك انتخابت خيلي خوب بودو از اين حرفا... بعد نظرش عوض شدو گفت فعلا همينجوري باهم طي كنيد... هروقتم ميرفتم پيشش حالشو ميپرسيد!! خلاصه قرار شده بود با مامانم بحرفه ك اونم 1 اتفاقي افتاد گف بعدا ميحرفم من كلي عاجقه شركم بودمو بعد از اون بيشتر تر شدم دوووووووستم دارم عشق نازم همه اينام واسه شرك نازم...
به آغوش تو محتاجم برای حس آرامش
برای زندگی با تو پر از شوقم پر از خواهش![]()
به دستای تو محتاجم برای لمس خوشبختی
برای تسکین قلبیکه براش عادت شده سختی 
به چشماي تو محتاجم براي تعبيير اين رويا
كه بازم ميشه عاشق شد تو اين بيرحمي دنيا
به لبخند تو محتاجم ك تنها دلخوشيم باشه
بذار دنياي بيرحم با لبخند تو زيبا شه 
به تو محتاجم بايد بالاي حق حقم باشي
هميشه آرزوم بوده ك روزي عاشقم باشي![]()

بگيرم كلي كتكش بزنم و يهو وسط كتك...!!
*اخه ديوونه*...




ادامه مطلب
خوفيد؟؟ منو شركمم خوبيم خدا رو شكر...

من حالم خيلي بد شد و به معناي واقعي ديوونه شده بودم
از قبل از اينك اين اتفاق بيفته دنبال مشاور بودم ك بعد از اون شديدتر احتياج داشتم...





ك گف پس راهي جز صبر كردن نداريدو از اين حرفا...
منو ميگيد اين شچلي شدم 
ك بعد چنروز تو اون يكي وبم كامنت گذاش ك آدرس مدرستو بذار
منم گذاشتم ك اسم 1 خيابونم اشتباه گفتم
من از وقتي ك بيدار شدم قلبم داش ميومد تو دهنم

خلاصه معلم خودمون اومدو منو دوستم سري برگه هامون داديمو كله راهرو و پله هارو دويديم..
همين ك نزديكه اتاق شديم من بويه عطر شرك جونمو فهميدمو
كم بود غش كنم...ك مشاورمون تا منو ديد پاشد درو بست
ك ما رفتيم اتاق هوشمند قايم شديم


ك دوستم منو بر پيش مشاورمون گفت خانم حالا اين يكيو بگيريد...





| Desiner: lady skin |



